سه شنبه ۱۳ مرداد ۰۵ | ۰۰:۱۰ ۱ بازديد
انتظار در سایه تهدید
سهشنبه ۲۶/۱۲/۱۴۰۴
هفده روز از آغاز حملات گذشته بود.
در این هفده روز، بسیاری از معادلات کاری ما تغییر کرده بود. دیگر برنامهریزیها تنها برای رفع خاموشی یا اصلاح شبکه نبود؛ باید برای اتفاقاتی آماده میشدیم که هنوز رخ نداده بودند. جنگ به ما یاد داده بود که در کنار رفع خسارتهای امروز، باید از همین امروز برای خسارتهای فردا نیز آماده باشیم.
گزارشها و تهدیدها نشان میداد که احتمال هدف قرار گرفتن مراکز حساس انرژی، بهویژه نیروگاههای برق، وجود دارد. اگر چنین اتفاقی رخ میداد، دیگر موضوع تنها یک خط یا یک فیدر آسیبدیده نبود؛ ممکن بود بخشی از تأسیسات حیاتی از مدار خارج شوند و در آن شرایط، هر دقیقه تأخیر، بر زندگی هزاران نفر اثر بگذارد.
به همین دلیل، تصمیم گرفتیم همه ژنراتورهای قابل حمل را بازبینی و آماده بهرهبرداری کنیم.
شاید در روزهای عادی، اورهال یک ژنراتور تنها یک برنامه تعمیراتی محسوب میشد؛ اما آن روزها، هر ژنراتور سالم، میتوانست در لحظه بحران، برق یک مرکز حیاتی، یک ایستگاه پمپاژ آب، یک مرکز درمانی یا بخشی از شبکه را تأمین کند. دیگر به این تجهیزات، فقط به چشم یک دستگاه مکانیکی نگاه نمیکردیم؛ آنها بخشی از پدافند خدمترسانی بودند.
کار را با بازبینی کامل تجهیزات آغاز کردیم. سطح روغن، سیستم خنککننده، باتریهای استارت، کابلهای خروجی، تابلوهای توزیع و آمادهبهکاری دستگاهها، یکبهیک کنترل میشدند. هیچکس نمیخواست در لحظهای که به یک ژنراتور نیاز پیدا میکنیم، نقص کوچکی مانع راهاندازی آن شود.
فضای محل استقرار ژنراتورها، با روزهای عادی تفاوت داشت.
همه مشغول کار بودند، اما سکوتی عجیب میان جمع حاکم بود. هر کس درگیر کار خود بود، اما گوشها بیش از آنکه صدای موتور یا ابزار را دنبال کنند، به آسمان سپرده شده بودند.
در همان ساعاتی که مشغول اورهال تجهیزات بودیم، چندین بار صدای انفجار، از دور و نزدیک، شنیده شد.
هر بار، دستها برای چند لحظه از کار میایستاد.
همه بیاختیار سر بلند میکردند.
کسی چیزی نمیگفت.
فقط چند ثانیه به صداها گوش میدادیم؛ شاید بتوانیم تشخیص دهیم انفجار دور است یا نزدیک، شاید حمله تمام شده باشد یا شاید هنوز ادامه داشته باشد.
این سکوتهای کوتاه، از خود انفجارها هم سنگینتر بود.
چند لحظه بعد، دوباره هر کس آچار یا ابزارش را برمیداشت و کار را ادامه میداد؛ انگار همه پذیرفته بودیم که اگر قرار است خدمترسانی ادامه پیدا کند، نباید منتظر آرام شدن کامل اوضاع بمانیم.
در آن روزها، استرس دیگر یک احساس زودگذر نبود؛ بخشی از محیط کار ما شده بود. با آن کار میکردیم، تصمیم میگرفتیم و مأموریتها را پیش میبردیم.
هفده روز از آغاز جنگ گذشته بود و ما نیز، همپای آن، یاد گرفته بودیم که برای پایداری شبکه، تنها به دانش فنی نیاز نیست؛ باید اعصاب، صبر و روحیهای داشت که زیر صدای انفجار نیز بتواند وظیفه خود را انجام دهد.
- ۰ ۰
- ۰ نظر
هواشناسی میدان غدیر