دوشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵

خاطرات یک مدیر برق از مخاطرات و مواجهات جنگ‌رمضان

دوشنبه ۹ فروردین ۱۴۰۵

۱ بازديد
 شب مهتابی؛ عملیات در دل پایگاه
 
دوشنبه ۹/۱/۱۴۰۵
 
عصر هشتم فروردین، دوباره پایگاه هوایی هدف حمله قرار گرفت.
 
بخشی از شبکه‌های داخلی پایگاه آسیب دید. این بار، علاوه بر بخش‌هایی از تأسیسات، ژنراتورها و موتورخانه نیز مورد اصابت قرار گرفته بودند. نکته تلخ ماجرا این بود که بسیاری از این تجهیزات، پیش از آن از مدار خارج شده بودند، اما باز هم هدف حمله قرار گرفتند.
 
گویی نگرانی دشمن نه از تجهیزات خاموش، بلکه از توان و اراده‌ای بود که پشت آنها قرار داشت؛ از همان انسان‌هایی که بارها نشان داده بودند می‌توانند خرابی‌ها را دوباره به مدار بازگردانند.
 
ترس از اینکه مهندسان و نیروهای فنی این سرزمین، بار دیگر این تأسیسات را احیا کنند، باعث شده بود حتی تجهیزات از کار افتاده نیز از حمله در امان نمانند.
 
از شب قبل، تماس‌ها و هماهنگی‌های لازم انجام شده بود. باید برای ساعت دو بامداد وارد پایگاه می‌شدیم تا عملیات اصلاح بخشی از شبکه داخلی و برقدار کردن نقاط مشخص‌شده انجام شود.
 
اما تجربه روزهای گذشته، احتیاط را به بخشی از کار ما تبدیل کرده بود.
 
دیگر هیچ عملیاتی بدون در نظر گرفتن احتمال حمله دوباره آغاز نمی‌شد. زمان، مسیر ورود، تعداد نیروها و حتی نحوه استقرار تجهیزات، همه باید با دقت بررسی می‌شد.
 
قرار شد من، میثم و بالابر وارد پایگاه شویم و با همکاری نیروهای فنی مستقر در آنجا، اصلاح شبکه داخلی را انجام دهیم.
 
پس از اطمینان نسبی از آرام بودن شرایط، حرکت کردیم.
 
در آن روزها، «کلیر بودن آسمان» معنای خاص خودش را داشت. نه سامانه‌ای وجود داشت که به ما اطمینان کامل بدهد و نه آرامشی واقعی در کار بود. فقط با چشم به آسمان نگاه می‌کردیم و با گوش، صدای اطراف را می‌سنجیدیم؛ هر صدای غیرعادی می‌توانست نشانه‌ای برای توقف عملیات باشد.
 
خودمان را به محل رساندیم.
 
از ساعت ۱۲ شب تا حدود ساعت ۲ بامداد، عملیات اصلاح شبکه آغاز شد.
 
یک دستگاه بالابر، دو دستگاه موتور و نیروهای فنی پایگاه، تیمی را تشکیل داده بودند که در سکوت شب مشغول بازگرداندن دوباره برق به بخش‌های آسیب‌دیده بودند.
 
اما شرایط اجازه نمی‌داد مانند روزهای عادی کار کنیم.
 
چراغ بالابر را مجبور بودیم خاموش کنیم تا کمترین جلب توجه را داشته باشیم. تاریکی، کار را سخت‌تر می‌کرد؛ اما در همان شب، خداوند کمکمان کرد و نور نیمه‌مهتاب، اندکی از سختی کار کم کرد.
 
در سکوت شب، میان سایه‌های تجهیزات و سازه‌های پایگاه، کار را ادامه دادیم.
 
طبق روال همیشگی، نخست شبکه آسیب‌دیده را از شبکه سالم ایزوله کردیم تا هم ایمنی نیروها حفظ شود و هم از گسترش مشکل جلوگیری کنیم.
 
پس از اطمینان از شرایط، نسبت به ایجاد یک نقطه مانوری به اصطلاح T اقدام کردیم تا امکان برقدار کردن بخش سالم شبکه پایگاه فراهم شود.
 
آن شب نیز مانند بسیاری از شب‌های گذشته، ترکیبی از دانش فنی، تجربه، احتیاط و توکل بود.
 
ما فقط سیم و تجهیزات را اصلاح نمی‌کردیم؛ در واقع تلاش می‌کردیم زندگی عادی در بخشی از یک مجموعه حیاتی، دوباره جریان پیدا کند.
تا كنون نظري ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در فارسی بلاگ ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.